کارکلماتور 2

سلام اینم قسمت دوم کارکلماتور هایی که بهتون قولش رو داده بودم. فقط خواهشاً با نظراتتون
منو توی بهتر شدن وبلاگم یاری کنین. ممنون


*تو مثل سراب دست نیافتنی هستی.
*سراب آرامگاه قطرات باران است.
*وقتی چشمت را می بندی ، نگاهم به دوردست ها پرواز می کند.
*وقتی چشمت را می بندی ، غرق تماشای سراب نگاهت می شوم.
*سراب ، لبریز از صدای پای آب است.
*خاکستر ، سکوت آتش است.
*مرگم را به اندازه ی تولدم دوست دارم.
*وقتی نیستی ، سراب وجودت را از نزدیک ترین فاصله می بینم.
*وقتی نیستی در بودنم شک می کنم.
*سراب را می نوشم و تشنه تر می شوم.
*وقتی نیستی صدای پای هستی را از دورترین فاصله می شنوم.
*هستی ام را در نبودنت به خاک می سپارم.
*وقتی نیستی دنبال خودم می گردم.
*نبودنت لبریز از تنهایی ام می کند.
*سکوت ، فریاد نجواها را شنیدنی می کند.
*لبخندت ، آینه را لبریز از شادی می کند.
*وقتی نیستی تصویرت را در آینه ی دلم می بینم.
*وقتی نیستی در نبودنت غرق می شوم.
*شگفتا خواب را با چشمان بسته می توان دید.
*زندگی پلی است که دو نیستی را بهم وصل می کند.
*فریاد ریشه در سکوت دارد.
*گورستان لبریز از عمر های سپری شده است.
*چشم سیاهت ، شب هنگام به روشنی روز می درخشد.
*خوابگاه شب لبریز از سکوت صدای پاهاست.
*وقتی نیستی خنده ام اشک می ریزد.
*به اندازه ی لبخند پس از گریستن دوستت دارم.
*سکوت استراحتگاه فریاد است.
*صدای پایت را به تماشا می نشینم.
*چشم اشکبارت ، لبخند پس از گریستن را نوید می دهد.
*وقتی تو را می بینم چشمم لبریز از نگاه می شود.

/ 9 نظر / 18 بازدید
علیرضا عیسی زاده

سلام آقای صفری خیلی زیبا بود فکر نکنم چیزی دیگه ای بشه گفت موفق باشید[گل][لبخند]

پرویز

کاریکلماتورات ! خیلی باحاله

پرویز

بابا خیلی باحالی شما باید دست ما رو بگیری شعیب جان

یکی یک دونه

سلام آقای صفری آپ کردید خبر بدید دیگه!!!! خوشکل بود تند تند یادداشتش کردم[نیشخند] در ضمن آپیدم

مهتاب

سلام ممنونم که سر زدین [گل] جملاتتون قشنگ بود خصوصا سراب آرامگاه قطرات باران.پیروز باشید

مرجان

سلام دوستم مرسی که بهم سر میزنی مترسک قبلنا خیلی دوست داشت سرش شلوغ بود اما تو این یه سالی که تنهاش گذاشتم دیگه هیشکی و نداره منم خیالم راحته که نوشته هام کامنت های آشنا نداره از اون کامنت هایی که اعصابتو بهم بریزه میدونی منظورم چیه که... به هر حال مرسی از همه چی وبلاگ قشنگی داری ولی راستش من راحت حرف زدن و ترجیح میدم من بازی با کلمات و بلد نیستم [نیشخند] ولی هوشگل مبنویسی از یه تیکه اش خیلی خوشم اومد " خاکستر، سکوت آتش است" .... خوش باشی عزیزم