کارکلماتور

سلام امروز چند تا کاریکلماتور براتون آماده کردم که امیدوارم خوشتون بیاد راستی نظر یادتون نره. قسمت دومش رو هم به زودی براتون میزارم تو وبلاگ، اگه نظر یادتون نره!!!

*گفتگویی بین نگاهم و چشمانت جریان دارد ، که با سکوت برگزار می شود.

*خاطره ی نجوای چشمانت مرا در جاده ی متروک تنها نمی گذارد.

*جاده ی متروک ، آرامگاه گام هاست.

*وقتی چشمت را می بندی ، پرنده ی نگاهم بی آشیان می شود.

*شاخسار گیسوانت لبریز از از پرنده بود و دسته گلی در نگاهت نجوا می کرد.

*در فاصله ی بین گام هایت اطلسی هی عشقم را می کارم.

*مسافر خسته بسترش را در سکوت صدای پایش می گستراند.

*وقتی چشمت را می بندی ، نگاهم تنها می ماند.

*در انتهای جاده ی متروک تک درختی است که سالهاست پرنده ندیده است.

*وقتی داخل قفس می روم ، تنهایی پرنده را احساس می کنم.

*سکوت پنجره ام لبریز از صدای پایت است.

*پشتوانه ی سکوتم ، فریادهای نکشیده ام است.

*شب را در چشمان سیاهت می بینم.

*ای کاش در سکوت صدای پایم گام برداری.

*وقتی نیستی آرزو های برباد رفته ام صد چندان می شوند.

*شنیدن صدای پایت تجربه ای است که به تکرارش می ارزد.

*گوشم لبریز از سکوت صدای پای مسافر خسته است.

*وقتی نیستی بسترم را در سکوت صدای پایت می گسترانم.

*تصویرم را در آینه سنگسار کردم.

*تصویرم در آینه جان سپرد.

*سراب ، نبودن آب را به حراج می گذارد.

*سنگ قبرم را پشت و رو بگذارید تا بتوانم با مطالعه ی نوشته های آن اوقات فراقتم را پر کنم.

*آتش جهنم واتر پروف است.

/ 5 نظر / 20 بازدید