غزل دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دوستای گلم سلام.

دومین غزل ار سروده های خود حقیرم رو تقدیم می کنم به حضور شریف شما سروران عزیزم. امیدوارم کاستی ها و خطاهای بیشمارم رو بر من کمترین ببخشید و بنده رو از نقدهای سازنده و ارزشمندتان بی بهره نگذارید.

به قول مانی عزیزم شما را به خداوند بزرگ اهورامزدا می سپارم. علی یارتان باد و حق نگهدارتانقلبلبخند

 

 

امشب ای شب شام من شام غریبان گشته است

وحشـــی دشـــــت دلـــم رام رقـــیبان گشته است

پیش از این چرخ فلک بر کام مــا می گشت و لیک

بخت بــد بین از چـــه رو کـام حریفان گشته است؟

نـــــوگـــل  بــــستان دل شـــــیدا نـگــــار پــر هوس

هین عجب آخـــر چرا خـــــار مغـــیلان گشته است

رفـــــت و انـــــدر حسرتش بیچـــاره دل رسوا شده

وای دل انــــدر غمش خـــاطر پریشان گشته است

چــــاره جویید ای رفــــیقان درد ایـــــن بیچــــاره را

یـــــار سیمین تـــن چـــرا غافل زیاران گشته است

خون دل می ریزد از چشمان مـــــن شب تا سحر

یوسف جـــان غرقه در چــــاه زنخدان گشته است

ای ســــحر بس کن دگـــر پایـــان نمی گیری چرا؟

خانه ی محـــــــزون نگر حالا که ویران گشته است

/ 27 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
/*;'°•.ღ.•°ستایش°•.ღ.•°*;'/

سلام. گرچه کم پیدایی اما ما به یادتیم [عینک]. غزل قشنگی بود منتها نظرات کارشناسانه باشه به عهده استادان فن [تایید]

آریانا آریارمن

درود بر شما دوست پاکزاد و پارسا اندیش از اینکه در نبود من همواره به تارنمایم می آیید و مرا با نوشتار پاک و پرگوهرتان رهنمونم می کنید جای بسی خوشحالی و افتخار و نهایت خوشبختی است. بابت دیرکردم در تارنمایتان باید عرض کنم که مدتی است در بستر بیماری هستم و یارای همراهی با شما و دیگر دوستان را ندارم،البته به یاری پروردگار و مهربانی های همسرم بهتر شده ام و امیدوارم باری دیگر تندرستی خود را بازیابم. به هر روی امیدوارم از من خرده نگیرید و این را به حتم بدانید که همواره به یادتان هستم و ستایشگر وفاداریها و بزرگواریهایتان خواهم بود. گزارشی درباره ی جشن شب یلدای پرشین بلاگ آماده کرده ام که شما را به خوانش این گزارش فرا می خوانم. منتظر قدم و قلم نوربارتان هستم. امید است در پناه یزدان همواره شاد و تندرست و کامروا باشید. تا درود و دیداری دیگر بدرود

سارا

سلام... چرا حقیر؟ همه آدمها بزرگند[گل] غزل زیبایی هست اما جای کار و پیشرفت داره

شادی

سلام خیلی وقته دیگه به ما سر نمی زنی[ناراحت]

رژانو

سلام به به بعد مدت ها از اینکه با این همه کامنتت روبرو شدم واقعا خوشحالم...از اینکه بلاخره از دل اون همه سختی در اومدی و داری میری ولایتتونن واقعا خوشحالم[نیشخند]هیچ چیزی نمی تونه جای خانواده و سبز کنه..خونواده همیشه باید باشه تا باعث دلگرمی ما باشن..در مورد ازدواجتم میدوارم در کنار خانومت موفق باشی و بتونی بهترین لحظات زندگیتو در کنارش داشته باشی[لبخند]..حق با توئه خوبی هارو نمی شه فراموش کرد و من هم هرگز نمی تونم خوبی هایی که دوستانم و به خصوص شما برام انجام دادید فراموش کنم[عینک]ولی بازم میگم ایشالا همیشه موفق باشی و با این برفی که اینجا می باره به سلامت برسی...در ضمن به خانم هم سلام بنده ور برسانید البته گرم[زبان] بای[گل]

درنا

سلام همین که میتونین شعر بگین نشان دهنده لطافت روح بزرگتون هست. خوش به حالتون. البته برای بهتر شدن کیفیت شعر گفتنتون نیاز هست که یه سری مطالعات هم در مورد ردیف و قافیه و انواع سبک های شعری داشته باشین. ما رو هم دعا کنین. شاد و سربلند باشین

سحر(سیندرلا)

سلام شعیب جان غزل زیبایی بود فقط شباهت عجیبی داشت به یک غزل که اخیرا خوندم یادم نمی یاد مال کی بود یادم اومد دوباره میام می گم..مرسی گلم...بهم سر بزن

قاصدک

sghم.. بابا ایوالله..خیلی باحال بود..جدی میگم.. اصلا من از مجیزگویی خاطره خوشی ندارم..میخوای ایندفعه اومدی قاصدک پست(اخرین جرعه این جام)رابخوون..اینو میگم که بدونی من ازشعرت خیلی خوشم اومد.. خوب شد درپایان کامنت قبلی نگفتم بیا و شعرهای منو ببین.. چون اونی که ازشعر سردرنیاره به من میگه وای محشر بود..!!. برای همین اگه خواستی بخونی به دید واگویه به اونا نگاه کن..واگویه های دل..البته اکثرا را پیشکش مولا کردم..چه کند بینوا همین دارد منم چند وقته که نتونستم واسه دل خودم بنویسم.دعا کن برام که سخت محتاجم...دعام کن...........خیلی........یاعلی مدد