بزن باران

گریزی نیست از باران

که می شوید زمان را پاک ناپیدا

به ساعت ها نگاهی کن،

همه خسته ز رقص ممتد اقبال نازیبا

گریزی نیست از باران

از این تکرار بی پایان

از این تا بیکران پرچین

گریزی نیست می دانم

بزن باران که می میرم

هراس مرگ می گیرم

بزن باران، بزن بر تار و پود من

 

                         بزن آهسته آهسته....

/ 15 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مه سا

[گل]

رویا

سلام ... روز و روزگارت خوش!

یه دختر نوجوون

سلام ببخشید حجم درسام این روزا زیاد شدن کمتر میتونم بیام نیازمند دعام مرسی

alnilam

کلا حال میده ادم یه داداچه شاعر داشته باشه ها[قلب]

رویا

سلام. صبحت شاد شعیب!

رویا

چرا نمی نویسی شعیب ؟

رویا

سلام. خوبی شما؟ ای بابا ...خیره انشاالله!

رویا

سلام. به به ..روزتون مبارک ..باید بگین دیگه ..من که خبر ندارم!