فصل دلتنگی ها

 

دست هایم را بگیر بانو

پاییز فصل دلتنگی های من است

ببین چگونه برگ برگ فرو می ریزم ، می شکنم

دست هایم را بگیر

مگذار ، اینگونه تنهایم مگذار

بی تو حیاط کوچک خانه انار ندارد

بیا حرمت انار ها را نشکنیم، برگرد

دست هایم را بگیر بانو

 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

 


دانه های حسرت:

1-   همیشه با خودم فکر می کنم می تونم خیلی چیزها رو تو زندگیم عوض کنم اما حیف که دنیا و آدماش سرسخت تر از اونی هستن که فکر می کردم. داداشم اینا راست می گفتن بعضی چیزا تو خون آدماست و نمیشه هیچ جوری تغییرشون داد!

2-  کاش سُویدای دل آدما به همون اندازه که دورنماشون زیبایی داره ، زیبایی داشت. هرچه بهشون نزدیک تر می شی خسته ترت می کنن! اینجاست که می فهمی دوست داشتنی بودن آدما دلیل محکمی برای خوب بودنشون نیست!!! اینجاست که دوست داری بزنی زیر آواز و داد بزنی و بدوی!!

3-  بگذارید کشف جدیدمو براتون بازگو کنم! عشق به معنای همدلی نیست! یه جور همزبانیه که اون هم درجاتی داره واسه خودش، گاهی وقتا فکر می کنیم واقعا عاشق و معشوق هم دلند اما... نور به قبرت بباره دکتر که گفتی دوست داشتن از عشق برتره...

4-   آخریشم اختصاص می دم به اون خبر که قبلا قولشو داده بودم به بچه هالبخند، 18 آبان تاریخ اعزاممه!!!اوه از همین حالا دلم تنگ شده اما تمام سعی خودمو می کنم که تنهاتون نگذارم. البته دوره آموزشی رو فاکتور بگیرید!زبان حالا فلسفه اون عکس بالا رو فهمیدید؟ درضمن اون عکس خودم نیستاقهقهه

 

/ 50 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ِalnilam

سلام! خوبی داداشی گلم؟! مام نگفتیم برنمیگردی منتظر بودیم!![بغل] شرمندم به خدا! حق داری[نگران] نه بابا بیخیال حالا نمیشه بری جنگل؟![نیشخند] خوش آب و هوا تره ها!!![پلک] چیکار کرده باز این ستایشی؟! الانه میرم سر میزنم!![ابرو] خوب دیگه چه خبرا!؟ خوبی خوشی؟! [بغل]

ِalnilam

درضمن ستایش خانم اون مهیاست نه محیا[ابرو][قهقهه][خرخون]

فاطمه

شما که گفتین اپ کردم تو کافی نت پس کو؟؟؟(شکلکا باز نمیشه))تعجب)[تعجب]اه باز شد.. چه خبرا؟زودی میای ومیری[نیشخند]خبرایی؟

:: ستایش ::

آقا به خدا من بی تقصیرم. [نیشخند] من چی کار کردم؟ [تعجب] چرا همه اتون دنبال کار نکرده ی منین ؟ [تعجب] اگه کاری کردم خودم خبر ندارم بگین با خبر بشم. [زبان][قهقهه] مهیا؟ محیا؟ حالا یعنی اسمتو با کدوم ح ه می نویسن؟؟[نیشخند] خوب بابا من نمی دونم [گریه] حالا چرا میزنی؟ [ناراحت] شعیب بیا از من دفاع کن [ناراحت]

:: ستایش ::

راستی آپت کو؟؟؟ بعدشم تو کامنتدونیه محمد جوابیدم [مغرور]

م.عروج

سلام داداشی. خوبی؟ آقا خیلی مخلصیم ها. راستی داداشی من آپ کردم اما این آپی که شما خبر دادی رو خیلی ذره بین انداختم نیافتم. کوشششششششششششششششششش؟ [پلک][بغل][لبخند]

:: ستایش ::

سلاااام داداش کافی نتی [نیشخند] چطوری؟ خبر آپ آوردم. [پلک] آپ کن شمام بی زحمت. والا این بانو دیگه دستتو ول میکنه آخه خیلی وقته دستت تو دستاشه [زبان]

فاطمه

سلام داداشی... حالت بهتره الانه[ناراحت]نگران نشید خالش خوبه واسه رد گم کنیه[نیشخند] امشب گفتم یه سری بهت بزنم بهت گفتم که وقت نکردم سر بزنم الانه دیگه اومدم... از بس میری کافی نت ستایشی هم بهت کنایه میزنه[شیطان][زبان]

فاطمه

ستایشی چکارش داداشی داری همین چند روز مهمون بانوه!!![نیشخند]