چه جوری از هیچی همه چی بسازیم!

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم.
پدر : اما دختر مورد نظر من دختر بیل گیتس است
پسر : آهان اگر اینطور است قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
برای دخترت شوهری سراغ دارم.
بیل گیتس : اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند.
پدر : اما این مرد جوان قائم مقام مدیر عامل بانک جهانی است.
بیل گیتس : اوه ، که اینطور! در اینصورت قبول است.
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود.
پدر : مرد جوانی برای سمت قائم مقامی مدیر عامل سراغ دارم.
مدیرعامل : اما من به اندازه کافی معاون دارم.
پدر : اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل : اوه ، اگر اینطور است باشد.
و معامله به این ترتیب انجام می شود.
نتیجه : حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید.

/ 24 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
"عاطفه"

[گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

هنگامه

سلام خوبید؟ منون که بیاد ماهستید[گل][گل][گل] ما هم بیادتونیما[چشمک][لبخند][قلب] راستی به این آدرسم سری بزنید وب منو داداشمه www.ourevents.blogfa.com موفق باشید بای بای[گل][خداحافظ]

رژانو

سلام جناب صفری خوبه که این همه به یاد ما هستید واقعا آدم رو دلگرم میکنید!

رژانو

دوست دارم آپ کنم اما واقعا چیزی برای گفتن ندارم..نمی دونم چرا این همه ناراحت و دپرس شدم![ناراحت]

رژانو

سعی می کنم این چند روزه همه چی رو جبران کنم...مطلبتون فوق العاده بود...[دست]

رژانو

ایشالا موفق و سر حال باشی... عیدتم مبارک البته با تاخیر[شوخی]

ابوذر اکبری

اون یه حرفِ ساده ما بود اون نه حرفِ کینه ها بود اون فقط واسه شما بود هر چی بود از ما جدا بود بی فروغ مونده نفسهام ساده مثلِ کل حرفام توئی اون اوجِ خیالی برسون مرهم به دردام اگه تو دستای پاکِت این جوونه زرد و خم شه بهتر از روزای پائیز باید با فکرت عَلم شه تا قلم شه بی تو بودن بی تو فردا رو سرودن بی تو منجی من کی هستم یک نفس عدم فسردن . [دست][گل][بغل]